خواجه نظام الدين عبيد زاكاني

56

أخلاق الأشراف ( فارسى )

اوضاع « 1 » سابق در چشم تميز « 2 » ايشان خوار و بيمايه نمود ؛ و نيز به واسطهء كرور زمان و مرور اوان « 3 » اكثر آن قواعد اندراس پذيرفته است « 4 » احياى آن اوضاع بر خاطر خطير و ضمير

--> - ( يعنى دنيا و آخرت ) . و در حديثى منسوب به پيامبر اكرم آمده « من معاش له لا معادله » هركه را معاش نيست معاد هم نيست ، - ( دهخدا ، امثال و حكم ، 2 / 1128 ) - هرچند در مآخذ معتبر حديث تاكنون نيافته‌ام . اين عبارت از كليله و دمنه ( 28 ، مينوى ) مطلب را روشن مىسازد : « . . . عقل بر اطلاق كليد خيرات و پاىبند سعادات است ، و مصالح معاش و معاد و دوستكامى دنيا و رستگارى آخرت به دو بازبسته است » . سعدى گويد : ( كلّيّات ، « مواعظ » ، 795 ، فروغى ) : مقام صالح و فاجر هنوز پيدا نيست * نظر به حُسنِ معادست نه به حسن معاش . ( 1 ) . سنن و اوضاع ، سنن ، ج سنّت ، راه ، روش ، سيرت ، طريقه و عادت . اوضاع ج وضع ، كه در اينجا به معنى موضوع يعنى وضع شده و مقرّر گشته به كار رفته . پس سنن يعنى راه‌ها و رسم‌ها و اوضاع يعنى پيمانها و مواضعات . نيز ، - به صفحهء 58 . ( 2 ) . تميز ( - تمييز عربى ) - بازشناختن ، جدا كردن ؛ شناخت . اهل تميز - خداوند شناخت . سعدى گويد ( بوستان ، 222 ، فروغى ) : يكى از بزرگانِ اهلِ تميز * حكايت كند ز ابن عبد العزيز چشم تميز ( اضافهء استعارى است ) . ( 3 ) . كرور زمان و . . . كرور ، به دو ضمّه بازگشتن و واگرديدن ( غياث ) ، ولى عبيد « كرور زمان » را به معنى « گردش روزگار » و « مرور آوان » را به معنى « گذشت زمانه » به كار برده است . ( 4 ) . اندراس . . . كهنه و ناپديد شدن ( مصادر روزنى ) ، اندراس پذيرفته يعنى كهنه و ناپديد شده . در كليله و دمنه ، تعبير « مدروس گشته » و « مدروس شده » به همين معنى « اندراس پذيرفته » استعمال شده . - ( 56 - 174 ، 418 ، مينوى ) . « درس » ، متعدّى است يعنى كهنه كردن و ناپديد كردن ؛ مصدر فعل لازم آن « دروس » است يعنى كهنه و ناپديد گشتن . راغب اصفهانى از قول سقراط آرد ( محاضرات ، 1 / 49 ) « ما بنته الاقلام لم تطمع فى دروسه الايّام » آنچه را كه خامه‌ها بنياد نهاده‌اند ، روزگاران در كهنه و ناپديد شدن آنها طمع نبندد . خواجهء طوسى در -